در هوایتــــــ بیـــ قرارمـــ

در هوایتــــــ بیـــ قرارمـــ

بسم الله الرحمن الرحیم
وَ إِن یَکَــــادُ الَّـــذِینَ کَفَـــرُوا
لَیُزْلِقُـــونَکَ بِأَبْصَــارِهِــمْ لَمَّـا
سَمِعُــوا الـذِّکْــرَ وَ یَقُــولُـونَ
انَّــهُ لَمَجْنُــونٌ وَ مَـا هُـــوَ إِلَّا
ذِکْـــــــــــرٌ لِّلْعَـــــالَمِیـــــنَ

"خداوند دست از دینش برنمیدارد
و ما دست از تو....حسین جان!"
نوکــــــــر رخ ارباب نبیند سخت است
شب اگر رخ مهتاب نبیند سخت است
لب تشـــنه اگر آب نبیند سخت است

یازهراکربــــ بلا ان شاء الله

پیوندها

چیزی تا اربعین مهربان ارباب نمانده 

و خوشا به سعادت آنانی که برات کربلایشان را گرفتند 

و باز هم اسم ما در لیست جا مانده ها یابد خاک بخورد

داستان تلخیست جا ماندن.. 

اما باید او را راهی کنم 

خودم بارها و بارها به ارباب گفته بودم 

اگر او اربعین ایران بماند من دق میکنم 

ذریه حضرت زهرا سلام الله علیها جایش ایران نیست 

ذریه حضرت زهرا سلام الله علیها باید کنار جدش باشد 

و من تمام توان خودم را جمع میکنم تا کوله اش را ببندم 

با برداشتن هرکدام از وسایل مورد نیاز این سفر.. 

باید کمی بنشینم دندان روی جگر بگذارم دست به دیوار بگیرم بلند شوم نفسی پر از درد بکشم 

نمیدانم الان چه موقع افتادن خاطرات آن سفر پیاده روی اربعین در  چشمانم است 

اصلا پیاده روی اربعین با کربلا رفتن های عادی زمین تا اسمان فرق دارد

هر قدمی که بر میداری روضه است 

هر چه که میبینی میشنوی روضه است

یکبار که به پیاده روی اربعین بروی

بعد از آن روز اربعین هیچ چیز و هیچ کجا آرامت نمیکند.. 

خیلی سخت است برای کسیکه یکبار راهی شده است جا ماندن از قافله 

باید راهی اش کنم 

میداند در دلم چه میگذرد 

میبیند احوالم را 

بغض در گلویم را

اشک چشم هایم را 

دستان لرزانم را 

دلم را خوش کرده ام به این جمله 

برات کربلایت را از آقا میگیرم

مهربان اربابم فراموشم نکرده ای 

چون خیلی دستم را گرفته ای 

اما آقا جانم مرد این بار گران نیست دلِ مسکینم 

نمیتوانم تاب بیاورم.. دلتنگم و بیقرار... 


۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۲ آبان ۹۶ ، ۱۸:۲۲
کــربــ بلایی محـب

این پخش زنده های کربلا ذره ذره دلم را میسوزاند به کنار 

این روضه ها هم نمک میشود روی زخم کربلا ندیدنم به کنار

بغض راهمانند استخوان در گلویم میکند به کنار 

آقاجانم مهربان اربابم 

مشبک های ضریحت را پنج سال است لمس نکرده ام ،

نه تنها لمسش نکرده ام با چشم سر هم ندیده ام 

دلم روحم جانم کربلا میخواهد..

موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۶ مهر ۹۶ ، ۲۰:۴۸
کــربــ بلایی محـب

برسد به دست مهربان اربابی که همیشه و همه جا دستم را گرفته است

مولای مهربانم سلام.. 

مُحَرَمْ تمام شد اما من هنوز مانده ام در روضه ی شب عاشورا همان زمان که روضه خوان غلاف روضه می خواند اما من نمیدانم چرا چیز دیگری می شنیدم در گوش هایم چیز دیگری تکرار می شد و جلوی چشمانم چیز دیگری می دیدم.. 

اول صفر .. 

حالا دانه دانه خاطره می افتد در چشمانم، 

دانه دانه بیقراری و دلتنگی و بغض ..

سال پیش که اسممان را در سایت نوشتیم در کمال ناباوری بودم اما امسال هر بار تلویزیون اسم سایت و نامنویسی را میآورد کمی بغض می کردم.. 

سال پیش اربعین راهی شدنمان همانند خوابی بود خوابی که اصلا بیدارشدن از آن را دوست نداشتم اما امسال هم انگار خواب میبینم که راهی نشده ام و گذرنامه ام گوشه ای خاک می خورد 

سال پیش هر چه به اربعین نزدیکتر می شدم بیقراری ام بیشتر می شد اما امسال نه تنها بیقرار تر می شوم حال و روزم بدتر از روز قبل می شود و این بغض ها گلو گیرتر میشود و جان به لبم میرساند

سال پیش یادداشت می کردم تمام وسایل مورد نیاز را اما امسال انگشتر عقیق ، کوله ، چفیه ، آن شال سبز و... شده نمک روی زخمم 

سال پیش قدم به قدم به شما نزدیکتر می شدم اما حالا هر چه می دوم کمتر می رسم به شما 

سال پیش عمودها را می شمردم تا برسم به وطنم اما امسال دور از وطن افتاده ام.. 

سال پیش زائرت بودم اما امسال جا مانده ام از قافله زائران اربعین 

سال پیش هر جا را نگاه می کردم اشک امانم را می برید اما امسال.. 

سال پیش وقتی به کربلا رسیدم زانوانم به زمین خورد و گنبد علمدار کربلا را تار می دیدم اما امسال.. 

مهربان ارباب سخت است جا ماندن و کرببلا را ندیدن از همه سخت تر حمل این کوله بار دلتنگی و خاطرات است 

مهربان اربابم جا ماندن دارد مرا از پا در می آورد 

مهربان ارباب نگاهم کن تا این درد کمی تسکین یابد.. 

۱ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۱۱ آبان ۹۵ ، ۱۶:۴۵
کــربــ بلایی محـب